قالب وبلاگ وبلاگ
نستوه
نستوه
مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف خبر داد
 

خبرگزاری فارس: مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف گفت: 300 دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف با تکمیل فرم‌های تغییر رشته، از معاونت آموزشی این دانشگاه درخواست داشتند تا با ورود آنان به رشته مهندسی هسته‌ای موافقت کنند.

خبرگزاری فارس: درخواست 300 دانشجوی صنعتی شریف برای تغییر رشته به مهندسی هسته‌ای

محمدسعید سرافراز مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، با اعلام این خبر گفت: 300 دانشجوی دانشگاه شریف در روز پنجشنبه 21 دی و همزمان با برگزاری مراسم وداع با پیکر‌ شهید مصطفی احمدی‌روشن که در مسجد این دانشگاه برگزار شد، با تکمیل فرم‌هایی از معاونت آموزشی دانشگاه صنعتی شریف درخواست داشتند تا تغییر رشته دهند.

وی افزود: این 300 دانشجو با تکمیل فرم‌های تغییر رشته از مسئولان دانشگاه صنعتی شریف تقاضا داشتند تا با تغییر رشته آنان و ورود به رشته مهندسی هسته‌ای موافقت کنند.

این فعال دانشجویی خاطرنشان کرد: فرم درخواست تغییر رشته این 300 دانشجو در اختیار معاونت آموزشی دانشگاه صنعتی شریف قرار گرفته و طی روزهای اخیر نیز تعداد بی‌شماری از دانشگاه‌ها درخواست تغییر رشته داده‌اند.

سرافراز تأکید کرد: دشمنان نظام اسلامی باید بدانند که با شهادت امثال احمدی روشن، هزاران احمدی روشن در دانشگاه‌ها رشد و نمو پیدا خواهند کرد.




نوع مطلب :
برچسب ها : ,
| |

بازديد : (1)
:: نويسنده : نسیم

 

 

 

بکشید ما را ملت ما «روشن‌تر» می‌شود …



نوع مطلب :
برچسب ها : ,


إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَ‌بُّنَا اللَّـهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُ‌وا بِالْجَنَّةِ الَّتِي
كُنتُمْ تُوعَدُونَ
 
جناب آقای دکتر فریدون عباسی،شهید زنده
و ریاست محترم سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی ایران
با سلام و عرض ادب
امروز که با همت و پشتیبانی مردم عزیز و هدایت و درایت رهبری عزیز،جمهوری اسلامی ایران توانسته از فشارهای سنگین کشورهای مدعی آزادی،در قضیه ی هسته ای سرفراز بیرون بیاید مشاهده می کنیم که اولیای طاغوت و فریب خوردگان آنها در اوج خفت و ذلت و سرافکنده از پیروزی ها و پیشرفت های ایران سربلند،دست به اقداماتی می زنند که در دنیای امروز تنها از چنگال خونین آنها بر می آید.

آنها در خیال خام و ساده لوحانه ی شان به این می اندیشند که با گرفتن علی محمدی دانشمند،شهریاری مومن،رضایی نژاد پرتلاش و حالا این شهید عزیزمان،شهید مصطفی احمدی روشن می توانند روند شتابان رشد علم و فناوری را با خللی مواجه کنند.

حال آنکه خداوند منان را شكر و سپاس مي گوييم كه دشمنان دين و نظاممان را از جاهل ترين و كم خردترين و بي منطق ترين انسان ها قرار داد كه نمی دانند دانشجویان و اساتید کشور شهادت را نقطه کمال انسان و اوج سعادت می دانند و آن را در دعاهای هر روزه ی خودشان از خدا می خواهند که "اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک" و آرزو دارند که مولایشان را با چهره خونین ملاقات کنند که ما فرزند عاشوراییم.

اینک که خدمت در آن سازمان و کمک به پیشرفت علمی در زمینه ی هسته ای کشور را بابی یافتیم به سوی این آرزویمان مشتاقانه و با تمام وجود اعلام می داریم که آماده ایم با صلاحدید حضرت عالی علاوه بر خدمت و تلاش در سنگر دانشگاه،برای سرافرازی پرچم اسلام هر کاری که از دستمان بر می آید،انجام دهیم.از جاروکشی و حفاظت از ساختمان ها و سایت های هسته ای گرفته تا کارهای علمی و پژوهشی.
باشد که ما همچون مصطفی لیاقت داشته باشیم و ناممان را در زمره شهدا قرار دهند.
کور شود هر آنکه عزت و پیشرفت ایران اسلامی را برنمی تابد.
 
جمعی از دانشجویان دانشگاه های کشور


نوع مطلب :
برچسب ها : ,
امام خامنه‌ای در پیامی ضمن تسلیت شهادت دانشمند جوان، شهید احمدی‌روشن در حادثه تروریستی در تهران، این ترور بزدلانه را نشانه‌ی به بن‌بست رسیدنِ استكبار جهانی به سردستگی آمریكا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده‌ی ایران اسلامی دانستند.
متن پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت دانشمند نخبه‌ی جوان، شهیدمصطفی احمدی روشن، اندوه دیگری بر دل دوستداران دانش و متعهدان به پیشرفت جمهوری اسلامی نهاد. ما همگی شریك غم پدر و مادر و همسر و فرزند این جوان مظلوم و برجسته و سرافرازیم.
این ترور بزدلانه كه عاملان و طراحانش هرگز جرأت نخواهند كرد به جنایت كثیف و پلید خود اعتراف كنند و مسئولیت آن را بپذیرند مانند دیگر جنایات شبكه‌ی تروریزم بین‌الملل دولتی، با طراحی یا همراهی سرویسهای سیا و موساد عمل شده و نشانه‌ی به بن‌‌بست رسیدنِ استكبار جهانی به سردستگی آمریكا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده‌ی ایران اسلامی است.
 آنها در این رفتار شنیع و قساوت‌آمیز نیز شكست خواهند خورد و به اغراض پلید و شریرانه‌ی خود دست نخواهند یافت. رشد شتابنده‌ی علمی و فتح قله‌های دانش كه با همت و عزم جوانان مؤمن و غیور و توانائی چون مصطفای شهید رونق یافته، امروز قائم به هیچ فردی نیست، این یك جنبش تاریخی و برخاسته از یك عزم خلل‌ناپذیر ملی است.
 
ما به كوری چشم سران اردوگاه استكبار و نظام سلطه، این راه را با قوت و اراده‌ی راسخ دنبال خواهیم كرد و پیشرفت رشك‌آور ملت بزرگ خود را به رخ دشمنان عنود و حسود خواهیم كشید، و البته از مجازات مرتكبان این جنایت و عاملان پشت صحنه‌ی آن هم هرگز چشم‌پوشی نخواهیم كرد.

اینجانب شهادت این عزیز را به والدین و همسر و فرزندش و به جامعه‌ی علمی و دانشگاهی كشور و به عموم دوستداران و متعهدان نهضت علمی فراگیر، تبریك و تسلیت میگویم و برای آنان صبر و سكینه‌ی الهی و برای شهید عزیزمان علو درجات اخروی را از خداوند متعال مسألت میكنم و یاد شهیدان علیمحمدی و شهریاری و رضائی‌نژاد را گرامی میدارم.
سیدعلی خامنه‌ای
22/دیماه/1390



نوع مطلب :
برچسب ها : ,
| |

بازديد : (2)
:: نويسنده : نسیم

 shahid-ahmadi-roshan.jpg

امام خامنه ای:

فرض بفرمائيددركشور تروراتفاق مى‌افتد؛

خوب اين يک كار تروريستى است.

در همين قضيه‌ى اين ترورها،من عقيده‌ام اين است كه

بچه‌هاى تشكل هاى دانشجوئى دراين قضيه كوتاه آمدند؛

يعنى كم‌عملى نشان دادند



نوع مطلب :
برچسب ها : ,
تصاویر دو سرنشین ماشین و فرزندان و برادر بخشی که در جنگ شهید شده‌اند در اتاقی آویزان است، اتاقی به نام «اتاق عشق». بخشی دو روز پس از آن واقعه به جبهه‌ها بازگشت تا شایعات مرگ خود در آتش را خاموش کند.
جوان آنلاین: تابستان ۱۳۹۰ روزنامه کریستین ساینس مانیتور در گزارش ويژه خود می‌نویسد: فدایی ریش سفید ایرانی، قدرت نمایش را می‌داند. برای بیش از نیم قرن است که ذبیح الله بخشی، جلودار و هسته تمامی اقدامات انقلابی و یا راهپیمایی‌های حمایت از نظام بوده است.

وی در ایران، یک نهاد است، یک رهبر سیاسی شاد کننده و شبهه نظامی‌ای حرفه‌ای. نشانه‌های جنگیدن وی، شامل چندین زخم بر جای مانده از جنگ ایران و عراق است. شخصیت وی، ابزاری مناسب و پراستفاده برای اصولگرایان ایرانی است وی نشانه‌ای از تعهد به انقلاب اسلامی است.

حاجی بخشی می‌گوید: «در جنگ، تبلیغات و روحیه مهمترین چیزهاست. اگر به من اکنون بگویند که باید به تظاهرات برویم، من این دمپایی‌ها را در می‌آورم و پای پیاده می‌دوم. به خاطر اینکه انقلاب ماست. بخاطر اینکه کشور ماست. کسی که ملتش را، کشورش را دوست نداشته باشد، انسان نیست.»

بخشی به دهه‌ها فعالیت اش افتخار می‌کند. امروزه تمرکزش بر تهدیدات از سوی واشنگتن است، جایی که دولت بوش، امکان حمله نظامی علیه ایران را رد نکرده است.

بخشی می‌گوید: «بگذارید آقای بوش این را بداند... اگر حمله کنند، ما از زمین و آسمان به آنها حمله می‌کنیم. زمانی که مردمانی مثل من و ۲۰ میلیون داوطلب دیگر هستند که آماده بستن بمب به خودشان می‌باشند و با قایق‌های تندرو به سوی کشتی‌های آمریکایی‌ها بروند؛ مردم آمریکا از این چیزها خوششان نمی‌آید»

حاج بخشی در طول جنگ ایران و عراق در جبهه ها، بلندگو به دست به تقویت روحیه رزمندگان می‌پرداخت. تصویر مشهوری از وی موجود است که وی را در حال خاموش کردن ماشینش با یک پتو پس از حمله یک تانک عراقی نشان می‌دهد.

علی رجبی، عکاس آن تصویر می‌گوید: «وی آهنگ‌های ملی از افتخار و قدرت ایران برای اینکه مردم احساس بهتری داشته باشند می‌خواند.» وی واقعه سوختن ماشین را یادآوری می‌کند که وی حرارت آتش را احساس می‌کرد اما بخشی بدون توجه به آن، مشغول نجات دو مسافر ماشین بود.
رجبی می‌افزاید: «آنها مرد عمل بودند نه حرف، مثل آنهایی که پشت جبهه‌ها بودند نبودند.

تصاویر دو سرنشین ماشین و فرزندان و برادر بخشی که در جنگ شهید شده‌اند در اتاقی آویزان است، اتاقی به نام «اتاق عشق». بخشی دو روز پس از آن واقعه به جبهه‌ها بازگشت تا شایعات مرگ خود در آتش را خاموش کند.

وی می‌گوید: «بچه‌ها روحیه خود را از دست داده بودند... رادیو بغداد اعلام کرده بود که حاجی بخشی را کشته‌اند. من به صدام حسین گفتم که از دنیا دیگر آمده‌ام تا او را با خودم ببرم.»

دست چپ بخشی باندپیچی است. وی در سالگرد انقلاب ایران، دستش مجروح شد. محافظان رئیس جمهور احمدی نژاد به خودرو وی دستور داند که ماشین اش را کنار بزند. راننده هم عجله کرد و ترمز سختی کرد و بخشی به زمین افتاد.

این تنها زخم مبارزات بخشی نیست. اولین زخم در جریان جنگ جهانی دوم هنگامی که نه ساله بود رخ داد. زمانی که یک افسر انگلیسی، دوست وی را کشت. وی به روحانی محل گفت: «من او را می‌کشم.»

بخشی برای انتقام از افسر انگلیسی، زمانی که دید آمریکایی‌ها با استفاده از دینامیت به ماهی‌گیری مشغولند، برای آنها ماهی‌گیری کرد و ماهی از آب می‌گرفت. کم کم اعتماد آنها را جلب کرد و با آنها دوست شد. پس از یک ماه، توانست دو دینامیت بدزدد، دینامیت‌هایی که زیر ماشین افسر انگلیسی کار گذاشت.


نوع مطلب :
برچسب ها : ,
| |

بازديد : (12)
:: نويسنده : نسیم

حاجی بخشی یکی یکدانه بود و تکرار شدنی نیست. بعد از جنگ هم سعی کرد روی پای خودش باشد و با آنکه سن و سالی از او گذشته بود به شدت تلاش و کوشش می کرد.
کیهان:
9ساله بود که یک افسر انگلیسی در اهواز دوستش را کشت و او به روحانی محل گفت: من او را می کشم!
می دید آمریکایی ها با دینامیت از رودخانه ماهی می گیرند. اعتمادشان را جلب کرد و مقدار دینامیت از آنها گرفت و افسر انگلیسی را به درک فرستاد.

در ماجرای کودتای آمریکایی 28 مرداد سال 1332، به طرفداران آیت الله کاشانی و گروه نواب صفوی پیوست و از همانجا مبارزه با رژیم طاغوت را آغاز کرد. یک بار که مامورین ساواک در تعقیبش بودند پول های جیبش را در خیابان ریخت. مردم برای جمع کردن هجوم آوردند و راه ماموران سد شد!

اما همه اینها مقدمه ای برای ماجرایی بزرگ تر بود. ماجرایی که هشت سال به طول انجامید. حالاحاج ذبیح الله بخشب معروف به حاجی بخشی 75 سال سن دارد و در بیمارستان بستری است.( این مطلب قبل از درگذشت ایشان نوشته شده است) بعضی روزها حتی 100 نفر به ملاقاتش می روند. رفقایش خوب او را می شناسند.نسل سومی ها هم او را بسیار دیده اند. چهره حاجی بخشی در راهپیمایی و تجمعات انقلابی از سوژه های ثابت بزرگ ترین خبرگزاری های دنیاست.

روحیه حاجی بخشی حتی شهید آوینی را نیز متعجب کرده است، پس چه تعجبی دارد که روزنامه آمریکایی کریستین ساینس مانیتور از او گزارش تهیه کند. راستی صدا و سیما خودمان برای او، یا بهتر است بگوییم برای نسل جوان چه کرده است؟ بگذریم...

می دانیم حق حاجی بخشی با این چند خط ادا نمی شود اما به سراغ چند تن از آشنایان حاجی رفتیم تا از او برایمان بگویند.

 راستی، حاجی جان! نمی دانم می دانی یا نه اما این روزها شهر شاهد دهها تجمع علیه استکبار و صهیونیست هاست. آخر دارند مردم غزه را قصابی می کنند.چقدر جایت میان جوانان خالی است!
   
   
پدر وتو!
بهروز ساقی - خبرنگار و جانباز دفاع مقدس- در مورد حاجی بخشی می گوید؛ اولین بار او را در اسلام آباد غرب در سال 61 دیدم. سر پر شوری داشت و با اینکه همان وقت هم نسبت به سایر رزمندگان سن زیادی داشت اما بسیار پرانرژی بود و تا اجتماعی چند نفره گیر می آورد شروع به سخنرانی می کرد.

سخنرانی هایش هم هیجان انگیز و سیاسی بود و در آنها به اوضاع جهان اعتراض می کرد. بیشتر اعتراضش هم نسبت به سازمان ملل، شورای امنیت و بویژه حق وتو بود. دستهایش را در هوا تکان می داد و با فریاد از ظالمانه بودن حق وتو می گفت و اینکه تنها پنج کشور مستکبر جمع شده و این بساط را برای خودشان درست کرده اند. روزی چند بار در مورد حق وتو سخنرانی می کرد و از جمع های چهار پنج نفره هم نمی گذشت. طوری شده بود که بین بچه ها به «پدر وتو» معروف شده بود.
   
   
حنا بندان
گلعلی بابایی نویسنده دفاع مقدس اولین بار حاجی را در والفجر4 در سال 61 در منطقه عملیاتی کانیمانگا دیده است. عملیات ناهماهنگ و اوضاع بهم ریخته شده بود و همه دلهره و اضطراب داشتند و هیچکس دل و دماغ نداشت.
ناگهان یک نفر پیدا شد که داد می زد؛ «ماشاء الله حزب الله». یک گلاب پاش دوشی داشت و همینطور که شعار می داد، بین بچه ها شکلات پخش می کرد. فریاد می کشید؛ «کی خسته است؟» و بچه ها جواب می دادند؛ دشمن! خلاصه صحنه عوض شد و بچه ها حسابی روحیه گرفتند. حاجی بخشی بین بچه ها به حاجی عطری، حاجی گلابی و حاجی شکلاتی هم معروف بود.
نویسنده کتاب همپای صاعقه در مورد دلیل معروفیت حاجی بخشی در جبهه می گوید: حاجی بی غل و غش و در یک کلام خودش بود. ظاهراً یک نفر بود اما وقتی می آمد انگار یک تیپ و لشگر آمده است. همه را به وجد می آورد.
با آن شکل و شمایل و شعارها شب عملیات با یک پاتیل حنا می آمد و دست و پای همه بچه ها را حنا می بست. مثلاً شب عید سال 64 عملیات بدر بود. همان ابتدای کار یک تعدادی شهید شده و بچه ها از نظر روحی خیلی خراب بودند. یک دفعه حاجی بخشی با کلی حنا و شعار آمد. فریاد می زد؛ کجا می رید؟ بچه ها جواب دادند کربلا. حاجی گفت: منو می برید؟ بچه ها: نه! جا نداریم! و حاجی با شوخی و خنده دنبالشان می کرد. اینطوری بود که جو عوض شد.
گلعلی بابایی با گلایه می افزاید حاجی بخشی تمام ویژگی های ایثارگری را دارد و رسانه ها در مورد او به وظیفه خود عمل نکرده اند.
   
   
نماد حماسه و شجاعت
مسعود ده نمکی کارگردان فیلم اخراجی ها هم در مورد حاجی بخشی به موضوع جالبی اشاره می کند. وی می گوید: چندی پیش اسکات پیترسون از خبرنگاران روزنامه آمریکایی کریستین ساینس مانیتور برای تهیه گزارش به ایران آمده بود. پیترسون در ملاقاتی که با من داشت گفت؛ ما آنجا یک مرکز فرهنگی راه انداخته ایم و مستندات جنگ شما را جمع آوری و ترجمه می کنیم. اولویت هم در این ماجرا با مستندهای روایت فتح است.
پیترسون معتقد بود جنگ ما چند نماد داشته است و او عکس این نمادها را در دفتر کار خود به دیوار زده بود. یکی عکس شهید آوینی به عنوان نماد تفکر و روح جنگ و دیگری عکس حاجی بخشی!
همان عکس معروف که در سه راهی شهادت مشغول خاموش کردن ماشین مشتعل خود است، در حالی که دامادش هم در ماشین در حال سوختن است. پیترسون می گفت حاجی بخشی نماد روح شجاعت و حماسی جنگ است.
   
   
سه راهی مرگ
برای پیگیری ماجرای آن عکس به سراغ عکاس آن - احسان رجبی- می رویم. رجبی در ابتدا برای حاجی بخشی آرزوی سلامتی می کند و از حضور مومنانه او در تمام صحنه های انقلاب می گوید.
این عکاس هنرمند دفاع مقدس در مورد آن عکس می گوید: در عملیات کربلای5 یک سه راهی در شلمچه بود که به شدت زیر آتش دشمن بود و هر جنبنده ای را در آن محل می زدند. به همین دلیل بین بچه ها به سه راهی مرگ، یا همان شهادت معروف شده بود.
یک سمت آن منطقه گردان میثم لشگر 27 مستقر بود و سمت دیگر آن هم گردان انصار به فرماندهی آقای محتشم بود. سه راهی محتشم هم به آن می گفتند. من و شهید سعید جانبزرگی در طرف استقرار گردان میثم مشغول عکاسی بودیم که یک دفعه صدای بلندگوی ماشین حاجی بخشی آمد.
حجم آتش خیلی زیاد بود و حاجی با بلند گو شعار می داد و می آمد و بچه ها از داخل سنگر ها جوابش را می دادند. البته سنگر که چه عرض کنم. بیشتر جان پناه بود.
سه راهی تبدیل به گورستان ماشین ها شده بود. ماشین آبرسانی، مهمات، آمبولانس و ... را زده و لاشه ماشین ها این طرف و آن طرف افتاده بود. بچه ها گفتند اگر ماشین حاجی بیاید آن را هم می زنند. اتفاقاً همینطور هم شد و چند ثانیه بعد ماشین رسید و مورد اصابت قرار گرفت. من و سعید کمتر از 200 متر تا ماشین فاصله داشتیم و سریع خودمان را رساندیم. گلوله مستقیم تانک از شیشه جلو رفته بود داخل و ماشین مشتعل بود.

غیر از حاجی که راننده بود سه مجروح هم در ماشین او بودند که یکی از آنها داماد حاجی بود. حاجی بخشی سریع پریده بود پایین و سعی داشت آتش را خاموش کند و آنها را نجات دهد. چند تا از بچه ها هم رفتند کمک اما آتش تمام ماشین را گرفته بود و کاری از کسی ساخته نبود.
تلاش آنها برای نجات آن سه نفر در حالی بود که حجم آتش چند برابر شده بود. حتی حاجی بخشی و سعید همانجا چند ترکش هم خوردند. یکی گفت چه جهنمی و دیگری جواب داد؛ چه جهنم قشنگی!

وقتی برای حاجی مسجل شد که افراد شهید شده اند و کاری از آنها ساخته نیست با روحیه ای بالابه سمت خط راه افتاد و فریاد زد: کی خسته است؟!
بچه ها دورش حلقه زدند و بوسه بارانش کردند و با موتور فرستادندش عقب.
رجبی در پایان می گوید حاجی بخشی همین روحیه را بعد از جنگ هم حفظ کرد و ان شاء الله
سایه اش همیشه بر سر ما باشد چرا که ما به خیر و برکت او و آن چهره پر مهر و محبت همیشه نیاز داریم.
راستی دو روز پس از آن ماجرا، رادیو عراق شایعه می کند حاجی بخشی کشته شده است. حاجی سریعاً به جبهه بر می گردد و می گوید: صدام شایعه کرده من مرده ام. آمدم به او بگویم من از آن دنیا آمدم تا تو را با خودم ببرم!
   
   
شیعه علی
محمد مهین خاکی از جانبازان دفاع مقدس و رفقای نزدیک حاجی بخشی معتقد است برای شناخت این مرد باید به گذشته پرفراز و نشیب او نگریست. حاجی بخشی از طبقات محروم و مستضعف جامعه بوده و در متن انقلاب قرار می گیرد. شخصیت حاجی بخشی قبل از جنگ شکل گرفته و در جنگ به اوج خود رسیده و بروز پیدا می کند.
مهین خاکی در مورد آشنایی خود با وی می گوید: من از طریق جنگ با حاجی و خانواده اش آشنا شدم. اول هم با پسرش آقا رضا که در قصر شیرین شهید شد، آشنا شدم.
آن اوایل حاجی بخشی یک نیسان داشت و با آن کمک های مردمی را از پشت جبهه جمع می کرد و به خط مقدم می رساند. آنجا هم به همان ماشین مجروحین را حمل می کرد و البته شعارهای خاص خودش هم که همه بچه های جنگ با آن آشنایی دارند. طوری بود که اگر چند روز بچه ها او را نمی دیدند احساس دلتنگی می کردند.
عباس پسر دیگر حاجی بخشی هم د رفاو شهید شد و نادر- دامادش- هم در کربلای پنج جلوی چشمش.
حاجی بخشی می توانست در خانه اش بنشیند و بگوید من دین خودم را ادا کرده ام اما چنین نکرد. او سمبل مقاومت است. نه گرمای جنوب و نه سرمای غرب او را از پا نینداخت. در بیت المقدس2 برف خیلی شدیدی آمده بود. بچه هایی که شهید شدند هنوز در جیبشان خوراکی حاجی بخشی بود. آن خوراکی ها تبرک و روحیه بخش بود.

مهین خاکی معتقد است حاجی بخشی یکی یکدانه بود و تکرار شدنی نیست. بعد از جنگ هم سعی کرد روی پای خودش باشد و با آنکه سن و سالی از او گذشته بود به شدت تلاش و کوشش می کرد.
 بعد از صحبت های مهین خاکی یاد سپاه حضرت علی(ع) می افتم که یک روز سرمای زمستان و روز دیگر گرمای تابستان را برای فرار از جهاد بهانه می کردند. چه انگشت شمار بودند یاران واقعی حضرت و چه زیباست نام«شیعه علی» برای حاجی بخشی!



نوع مطلب :
برچسب ها : ,
| |

بازديد : (14)
:: نويسنده : نسیم
طنز - محمد رضا شهبازي:

مرگ بر میز و صندلی­های مفسد

یکی از برادران بزرگواری که ما برایشان خیلی احترام قائلیم (جدی گفتم ها!) چندی پیش در گفت‎وگو با یک هفته نامه که اتفاقا برای آن هم خیلی احترام قائلیم (ما امروز چقدر احترا قائلیم!) سخنانی فرموده اند قریب به این مضمون که حضور نمایندگان آقایان قالیباف و لاریجانی در 7+8 به‌خاطر جنبه حقیقی شخصیت ایشان است و نه جنبه حقوقی و مسئولیتی که آنها دارند، بنابراین مشکل نزدیک شدن افراد به باندهای قدرت و ثروت اصلاً جایگاهی ندارد!

هر چند فرد مورد اشاره توضیح نداده اند که مگر مردم در انتخابات سال 84 میزان محبت خود به شخصیت حقیقی این دو نفر را نشان نداده اند، اما در اینجا ضمن حمایت از این تفکیک صورت گرفته بین شخصیت حقیقی و حقوقی افراد پیشنهاد می‌دهیم تا این تفکیک در همه عرصه ها صورت گیرد، مثلاً واضح و مبرهن است که شخصیت حقیقی هیچ کدام از دست اندرکاران اختلاس سه هزار میلیاردی در این فساد اقتصادی نقش نداشته اند، چون عمراً برای هیچ کدام از شخصیت حقیقی این عزیزان تره هم خرد نمی‎کنند، بلکه امضای شخصیت حقوقی آنهاست که هزار در بسته را باز می‎کند؛ بنابراین بهتر است به‌جای برخورد با این افراد، با شخصیت حقوقی آنها برخورد شود و در همین راستا نیز میز و صندلی اتاق کار آن‌ها محاکمه شده و حتی به زندان بیفتند. شخصیت حقیقی این افراد هم می تواند برود پشت یک میز و صندلی دیگر به کار خود ادامه دهد. فقط اگر این تفکیک شخصیت حقیقی و حقوقی بخواهد در مورد ماجرای شیث رضایی و محمد نصرتی هم اتفاق بیفتد باید چه کسی (یا چه چیزی!) را از حضور در میادین محروم کنند؟!

2

تشویق نمایندگان به شرکت در انتخابات مجلس

حجت السلام ابوترابی فرد در گفتگو با یک سایت خبری در پاسخ به اين سوال كه آيا برگزاري جلسه انتخاباتي اخير تعدادي نمايندگان مجلس با حضور آقاي لاریجانی و استفاده از امكانات مجلس براي كار انتخاباتي با سخنان مقام معظم رهبری كه نامزدهاي انتخابات را از نزديك شدن به كانون‌هاي قدرت و ثروت بر حذر داشتند، تناقض ندارد، گفت: به نظر بنده باید اهداف این نشست‌ها را تعریف کرد. اگر نگاه معطوف به این باشد که مجلس از همه ظرفیت خود برای افزایش مشارکت در انتخابات استفاده کند، به نظر من کار بسیار معقولی است و اگر برای سطح افزایش آگاهی مردم برای بهترین انتخاب باشد، کار بسیار درستی است.

از آنجا که این جملات نیاز به رمزگشایی دارد، راهنمایی های زیر جهت سهولت در رمزگشایی تقدیم می شود:

تلاش برای افزایش مشارکت: یعنی آقای لاریجانی در این جلسه سعی داشته اند تا نمایندگان را قانع کنند در انتخابات شرکت کرده و رأی دهند. این‌جوری 150 تا مشارکت در انتخابات می رود بالا!

بهترین انتخاب: از آنجا که آقای لاریجانی خودشان را بهترین انتخاب می دانند، طبیعی است که برای افزایش سطح آگاهی مردم هر کاری بکنند و در این راه از تهمت ها نترسند!

کانون قدرت و ثروت: یعنی یک عدد کانون که هم پولدار باشد، هم قدرتمند در حالی که آقای لاریجانی همان‎طور که از اسمش پیداست، علی لاریجانی است و نه کانون، پس شرط اول را ندارد و نیازی به بررسی شرط‎های دوم و سوم هم نیست!

3

سکوت گوش‌خراش رییس جمهور

هفته گذشته هفته پر سکوتی بود. ابتدا آقای احمدی نژاد در دیدار با برخی حامیانش تقریبا دو ساعت سکوت کرد. او بعد از اینکه درباره انتخابات و... سکوت کرد، ترجیح داد کمی هم درباره متکی، اژه ای، توکلی و... سکوت کند. او بعد از این‌همه سکوت، فقط یک جمله گفت و آن هم اینکه این سکوت طولانی نخواهد بود و این تازه 10، 20 درصدش است!

بعد از ایشان، رییس قوه قضائیه هم کمی سکوت کرد. بعد متکی و اژه­ای نیمچه سکوتی کردند. در این میان مردم هم در سکوت کامل به این سکوت­های گوش‎خراش گوش کردند و در آخر از هم پرسیدند یک‌وقت سکوت کم نیاورند؟

در این میان فقط رییس مجلس بود که در سکوت کامل سری به سمنان زد!

4

مدیریت با اعمال شاقه

«رییس سازمان صنعت، معدن و تجارت استان تهران بعد از ظهر شنبه ۲۱ آبان ماه، مورد اصابت گلوله قرار گرفت و راهی بیمارستان شد. وی چند روز گذشته قصد داشته است تا معاون بازرسی خود را برکنار کند که همین مساله نزاع میان رییس سازمان صنعت، معدن و تجارت استان تهران و معاونش را به همراه داشت.»

این، نشان می‌دهد که اگر نتوانستیم در فوتبال به پای برزیل برسیم، در چیزهای دیگر رسیده ایم. متن زیر نمونه ای از پاراف نامه یکی از زیردستان توسط مدیر مافوق است، این نوع نامه نگاری احتمالاً در آینده ای نزدیک باب خواهد شد.

جناب آقای (...)

قربانت شوم

نامه درخواست وام مساعده حضرت عالی بوسیده و مورد مطالعه قرار گرفت. از اینکه بنده را مخاطب قرار داده و غلام‌تان را جهت رفع مشکلات مالی­تان شایسته دیده اید، از خداوند منان سپاسگذارم. به عرض می رساند اگرچه علاوه بر بودجه رفاهی، بودجه عمرانی اداره نیز جهت 70 وام قبلی شما مصروف شده و دیگر هیچ بودجه ای در اختیار بنده نیست، اما شخصا از جیب خویش امر شما را اطاعت خواهم کرد. در پایان امیدوارم که از اینکه نامه کمی چروکیده است، مکدر نشوید؛ آخر اشک شوق پس از دیدن دست خط مبارک شما بر کاغذ چکیده است! ضمناً یادآور می‌شوم که بنده متاهل بوده و سه فرزند دارم که هر شب چشم به راهم هستند. ضمناً سرپرستی از مادر پیرم هم به عهده من است. امیدوارم این ملاحظات را در سیاست‌گذاری های آتی‌تان تاثیر دهید. زیاده جسارت است.

5

قدم نورسیده مبارک

در چند روز گذشته یک اتفاق نادر افتاد. این اتفاق که برای اولین بار از ابتدای حضور بشر در کره خاکی رخ می داد، توجه جهانیان را به خود جلب کرد. بنا بر اخبار واصله، هفت میلیاردمین انسان روی کره زمین پا به عرصه گیتی نهاد. ما ضمن تبریبک این نزول اجلال به این کوچولو که "دانیسا می کاماچو" نام دارد و لطف کرده و جمعیت جهان را هل دادند آن‌ور هفت میلیارد، از والدین فیلیپینی این دختر خانم نیز که زحمت این هل دادن را کشیده اند، کمال تشکر را داریم. گفتنی است پس از حل شدن این مشکل، کارشناسان انتخاب نام فرزند بعدی دیوید بکهام را چالش بعدی پیش روی بشریت خواندند!

6

من کی مردم!

«شهرداري‌تهران كه همه ساله كيفيت زندگي در پايتخت و همچنين وضعيت متغيرهاي كلان اقتصادي در اين شهر را بررسي مي‌كند، در تازه‌ترين گزارش خود اعلام کرد حداقل هزينه ماهانه خانوارهاي ساكن تهران، رقمي معادل يك ميليون و 216 هزار تومان است! به طوري كه هزينه سالانه خانوارهاي مناطق شهري تهران حداقل 14 ميليون و 600 هزار تومان برآورد شده است كه 12 ميليون آن را هزينه‌هاي غيرخوراكي و مابقي را خوراكي تشكيل مي‌دهد.»

در همین راستا تعدادی از آگاهان با قدردانی از شهرداری تهران که زحمت جمع و تفریق هزینه های آنها کشیده است چند سوال و نکته را مطرح کردند:

1. تهران کجاست؟ یعنی دقیقاً به کجا تا کجا می گویند تهران؟ این را برای این می‌پرسیم که نکند خدای نکرده ما عمری را در خارج از تهران زندگی می‌کردیم و الکی دل‎مان خوش بوده است که پایتخت نشین هستیم؟ میگم چرا هیچ‎کس به من نامه نمی نویسد ها!

2. نکند کسی خود را در خانواده ما جازده و دارد از سهم ما می خورد، چون بنده و عیال هر جور فکر کردیم، دیدیم ما سالی دو میلیون و ششصد هزار تومان هم نمی خوریم. این را گفته باشیم که فردا به این اندازه از ما عوارض زباله نگیرید!

3. آیا در این آمار، غذا خوردن در رستوران گردان برج میلاد و یا بستنی طلا و... لحاظ شده است یا نه؟ چون ما در همین سر کوچه فلافل می خوریم و عصرهای جمعه هم با بچه ها بستنی قیفی میل می‌کنیم. این را گفتم که یک 168 هزار تومان و یک 400 هزار تومان از لیست‌تان کم کنید!

4. بالاخره یا اینجایی که ما هستیم، تهران نیست یا این کاری که ما داریم می‌کنیم، زندگی نیست، چون بالاخره آمار که دروغ نمی گوید، آن هم آمار شهرداری که رئیسش در 8+7 نماینده دارد!

7

کار به زیرشلواری ملکه رسیده است!

«رسانه‌های دولتی انگلیس از حراج لباس زیر ملکه انگلیس و جوراب‌های ملکه ویکتوریا خبر دادند. ملکه الیزابت دوم یکی از "زیرشلواری‌های" خود را به قیمت ۱۵۵۰۰ دلار در یک حراجی به فروش رساند. بی بی سی حتی به توصیف این زیر شلواری "الیزابت الکساندرا مری ویندسور" هم پرداخته و نوشته است: اندازه این زیرشلواری که از پارچه ابریشم تهیه شده است، بسیار بزرگ است و گفته می‌شود به دوران کهنسالی ملکه تعلق دارد.

همچنین دو جفت جوراب ملکه ویکتوریا نیز در این حراجی به فروش رسید که قیمت پرداخت شده برای یک جفت از آن ۷۹۹۰ دلار اعلام شده است»

ما همین جا ضمن ابراز نگرانی از روند درآمدزایی دولت انگلستان از همه ملت‌های جهان برای کمک در بهبود وضعیت اقتصادی این کشور درخواست کمک می کنیم. آی ملت‌ها به داد خاندان پادشاهی بریتانیا برسید... منتظر چه هستید؟ کار به زیرشلواری ملکه رسیده است! فوق فوقش ملکه دو سه تا شلوار روی هم پوشیده باشد اما بالاخره که چی؟ حتماً باید نوبت به خود ملکه برسد تا...



نوع مطلب :
برچسب ها : ,
| |

بازديد : (11)
:: نويسنده : نسیم

نامه مقام معظم رهبری در ابتدای شروع به کار دولت دهم درباره معاون اولی مشایی را در همین راستا ارزیابی می کنید؟ یعنی تلاش برای جلوگیری از تکرار اشتباهات.

شاید مقام معظم رهبری برای دوره دوم ریاست ایشان وقتی متوجه شدند که می تواند این فرد (مشایی) یک منشأ خطری شود، خواستند جلو آن را بگیرند؛ نامه ای که نوشتند برای معاون اولی در واقع معنایش همین بود و این برخورد رهبری خیلی چیز عجیبی بود! سابقه ندارد که ایشان مثلا برای یک پستی که وزارت هم نیست - پست وزارت را که مجلس باید رأی اعتماد بدهد - چنین اظهار نظری کرده باشند. 

آیت الله مصباح یزدی:
خطر مهم فعلی «فتنه» است/معمای این آقا (مشایی) هنوز حل نشده
*قبلا هم حضرتعالی اشاره کرده اید که مهمترین مشکل کشور این است که بخشی از مدیران کشور اعتقاد قلبی به ولایت فقیه ندارند.

بله در این دوران سی و چند سال وقتی ما دقت می کنیم در عقاید اشخاص، آنجایی که امکان ظهور پیدا کرده و جرأت کردند ابراز کنند، اعتقاد واقعی خودشان را نشان داده اند. همیشه اشکالات اصلی کشور از مدیرانی بوده که اینطور بوده اند. الان شما می بینید کسی را که در زمان امام امت (ره) از طرف شخص ایشان مسئولیت داشت، امروز صریحا می گوید من آن روز هم معتقد به ولایت فقیه نبودم و این ولایت فقیه را به عنوان یک نظریه به امام نسبت می دهد و می گوید این فتوای امام بود و صریحا می گوید من آن روز هم به ولایت فقیه معتقد نبودم، این کسی است که از طرف خود امام مسئولیت مستقیم داشت.
 
 


نوع مطلب :
برچسب ها : ,
| |

بازديد : (14)
:: نويسنده : نسیم
انتخاب بهروز افخمی برای کارگردانی زندگینامه شهید طهرانی
مبادا سریال «شهید طهرانی» به سرنوشت «فرزند صبح» مبتلا شود

ساخت سریال زندگینامه شهید طهرانی مقدم درحالی به بهروز افخمی سپرده شده که از این کارگردان، فیلم سینمایی «فرزند صبح» زندگینامه امام خمینی(ره) در سطحی بسیار پایین و نازل ارزیابی شده است.

خبرگزاری فارس: مبادا سریال «شهید طهرانی» به سرنوشت «فرزند صبح» مبتلا شود

قرار است فیلمنامه زندگی شهید حسن طهرانی مقدم را بهروز افخمی بنویسد که در کارنامه خود ساخت فیلم سینمایی «فرزند صبح» با محوریت زندگی امام خمینی (ره) را دارد.
این کارگردان حدود ۱۰ سال زمان صرف ساخت فیلم سینمایی فرزند صبح کرد و سرانجام بنا شد تا در جشنواره فیلم فجر سال گذشته برای اولین بار رونمایی شده و حتی در بخش مسابقه جشنواره نیز حضور داشت، اما زمانی که فیلم روی پرده رفت، منتقدان که منتظر دیدن فیلمی جذاب و متفاوت بودند، برآشفتند و نسبت به نحوه ساخت این فیلم اعتراض کردند.
چرا که از نظر منتقدان این فیلم نه دارای ساختار جذابی بود و نه داستانی را روایت می‌کرد. بلکه در آن برشی از زندگی امام خمینی(ره) تصویر شده بود که بیشتر چهره‌ای انتقام‌جو از این بزرگوار ارائه می‌داد و تصویر غلط‌های فاحش تصویری در کار نیز از جمله مواردی بود که مورد انتقاد قرار گرفته بود.
ماجرای دلخوری منتقدان تا جایی پیش رفت که بهروز افخمی وادار به واکنش نسبت به این ماجرا شد و او که مدتی در کانادا به سر می‌برد، مجبور به پاسخگویی شد و اعلام کرد چون در زمان تدوین فیلم در ایران به سر نمی‌بردم پس فیلم سینمایی «فرزند صبح» ساخته من نیست و من این فیلم را جزو آثار خود نمی‌دانم!
این سخن درحالی بیان شد که طی این سال‌ها بودجه هنگفتی برای ساخت فیلم سینمایی «فرزند صبح» استفاده شد و در حقیقت موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) از جمله اسپانسرهای مالی این فیلم سینمایی بود که در زمان پخش فیلم اعتراضی به هدر رفتن بودجه مصروفی فیلم نکرد.
ضمن اینکه لهجه‌های به کار برده در این فیلم سینمایی نیز از جمله مواردی بود که به مذاق تماشاگرها و منتقدان خوش نیامد و کم و کاستی‌های بی‌شمار فیلم باعث شد تا تنها اثر نمایشی ساخته شده با موضوع زندگی «امام خمینی (ره)» در محاق بماند و هیچ استقبالی از فیلم و سازندگان آن نشود.
حال با توجه به اینکه این کارگردان در مواجه با فیلم سینمایی فرزند صبح که برشی از زندگی امام راحل بوده است و با توجه به زمان و بودجه‌ای که در اختیار داشته، این فیلم را در چنین سطح نازلی ساخته است، باید این سوال را پرسید که سریال زندگی شهید طهرانی مقدم به چه شیوه‌ای ساخته خواهد شد؟ آیا این کارگردان که کارنامه درخشانی در حوزه ساخت آثار زندگینامه‌ای ندارد، می‌تواند اثری در خور شأن این شهید گران‌قدر بسازد و یا مخاطبان خود را دوباره غافلگیر می‌کند و سریالی شبیه به فیلم سینمایی سن‌پطرزبورگ به خورد مخاطبان خود می‌دهد؟
این انتخاب درحالی در شبکه سه سیما روی ‌داده که کارگردان‌های بسیاری هستند که تا به حال موفقیت‌های خود را در تولید آثار نمایشی نشان داده‌اند و کارنامه بسیار درخشان‌تری از بهروز افخمی در تلویزیون دارند.  
کلام آخر اینکه، مبادا سرانجام سریال زندگینامه شهید طهرانی مقدم به سرنوشت زندگینامه امام خمینی(ره) مبتلا شود.



نوع مطلب :
برچسب ها : ,
آمار سايت
آمار کاربران:
افراد آنلاين : 0 نفر
تعداد اعضا: 0 نفر
آخرين عضو:
به روز رساني: 26 دی 1390
آمار مطالب :
کل مطالب : 13
کل نظرات : 5
کل موضوعات : 0
آمار بازديد ها :
کل بازديد : 1985
بازديد امروز :3
بازديد ديروز : 3
بازديد ماه : 261
بازديد هفته : 27
بازديد سال : 261
بيشترين بازديد : 147
وبلاگ دهی رایگان وبلاگ